پوشیده یا برهنه
حضور
شکی در لحظه
پوشیده یا برهنه
حاضر
با همه شکل های جهان
تو در آغوش منی.
ملموس
واقعی
بی نهایت
می فشارم تو را
در میان بازوهایم
تن تو
همه دنیا را در بر می گیرد
همه چشمان مرا.
به من می نگری
هستی، به من می نگرد
با چشمانت.
نور چراغ
بر صورت تو می تابد
پایین می لغزد
بر دوشت می افتد
بر تمام تنت
مجموعه تن
بی نهایت
نا محدود
بی گنجیدن در قالب.
می گریزی از قالب
و جهان را در بر می گیری.
من گم شده و پیدا شده ام
در حریم بی شکلی تو
نا محدود
نا محدود
این گواه بی مرزی عشق
این گواه فرود باران
بر زمین سوخته
این گواه فرود هوا
بر حیات گیاه.
پوست و پوست
گوشت و گوشت
تن تو در تن من:
راه شیری
در ژرفای آبگیر زمین ...
