پیش از بوسه

 

 

بد بودند

روزهایی که من

            حبس شده

در حصار پوستم می پوسیدم

- جسدی در میان اجساد -

پرتاب شده در گودال

زیر دندان های خونین تنهایی

که مدام می جویدند نبض مرا.

بد بودند

روز های مرگ من؛

پیش از این روز خوب:

روز بوسه تو

زیر فواره گرم خورشید

با طنین راه های سرسبز

و صدای قدم های تند قلبم

بر فراز زمان

سمت آغوش تو ...