قلب
عادت نکردیم به صدای گلوله
بجای آواز پرنده، وقت سحر.
عادت نکردیم به هق هق گریه
به جای خنده، وقت غروب.
عادت نکردیم به سفره خالی
به جای سفره پر:
- با بازی گشنیز و تربچه
کنار عطر بادمجان
و نان تازه -
عادت نکردیم به جام شکسته
به خون جاری تاک
روی این خاک.
عادت نکردیم به جدایی میان دست هایمان
- به سوختن در کوره آدم سوزی -
عادت نکردیم
به بهشت خونین آینده.
می دانی
عادت نخواهد کرد
قلب زنده
به مردن...
