افزایش دارایی
چشمم پر شده از
تصویر صورت تو.
بدنم پر شده از گرمای بودن تو.
گوشم پر شده از آهنگ قلب تو
و جهان پر شده از
رشته های چراغانی رنگین کمان
در گریه شوق
بعد از تاریکی
پیش چشم من.
تند و تیز
تند و تیز
عقربه های ساعت، خالی می چرخیدند
عقربه های ساعت، سرگشته می چرخیدند
هیچ چیزی از آن دارایی کم نشده.
لحظه به لحظه
جادو کردند
و زمان مرا آذین بستند
بوسه هایت:
دشت گل سرخ
بعد از برهوت.
باز هم می گویی، مگر نه؟
می گویی باز:
تو را می بوسم ...
