کنجد عسلی
یک مشت دانه کنجد
می ریزم
در ظرف عسل .
کنجد، در جا،
جا خوش کرده در آغوش عسل
به عسل می چسبد .
در جا
من به تو:
با نفس های تو روی پوستم
با نگاه شیرین تو در چشمانم
- خورشید مهر در چشم زمین -
مومیایی شده با شهد تو.
با جهانت، پیرامونم،
در جهان
می مانم.
دانه کوچک کنجد
به عسل چسبیده
عسل می ریزد
می پیچد
به تمام کنجد ...
