حمام
مثل صابون
مرا بر می داری
از همه پوشش های کاغذی ام بیرون می آری
می کشی در آغوشت
می لغزم در بغلت
زیر باران دوش
که دارد می ریزد روی تن ما
و کاشی های لیز زمین.
رشته های آب
پشت سر هم می آیند
پرده های آبی را می آویزند
- حجاب دیگر بین ما؟ -
دیر شده
دیر شده
ما یکدست جسم هایی هستیم
که روح شدیم
- سراسر روح شدیم -
و یگانه
گذشتیم از دیوار
- از حجاب فاصله ها -
پیوسته به هم
مثل نخستین زوج روی زمین
جسمی لغزان روی جسمی دیگر
- و سراسر یک روح -
پر شور
و خوشبخت
بی جدایی از هم
کلمات روی زبان های ما خاموش اند
بوسه های ما می خوانند
اکنون فقط قطره های آب اند
که سرود بوسه های ما را بر می دارند
در فضای مه آلود می آویزند
مثل هزاران فانوس
فانوس دریایی
بی خاموشی
رقصان در طوفان
نوری تنیده شده در جسم فضا
روحی تنیده شده در روح دیگر
در یک جسم
ما دیگر جسم شدیم
- بی ثنوِّیت -
سراسر
یک جسم.
آب می بارد
روی بوسه ما
قطره های آبی بوسه های ما را بر می دارند
و در اعماق زمین می کارند.
گل های شقایق
خودرو، تا ابد،
می رویند
بر فراز تپه
در دامن دشت
پر شور
لغزان بر سینه باد
و خوشبخت ...
