دیوار گچی
با ناخنم
روی دیوار گچی
خط می اندازم
هر خط
یک نشانه
برای هر بار
که به خوابم آمده ای
و روی زخم تسمه های چرمین
بر کتفم
بوسه زدی.
هر خط
یک نشانه
برای هر بار
که سرم را
به سینه تو تکیه دادم
و باران باران
گریه کردم در آغوش تو
در رویایم
در قلبم.
هر خط من
یک نشانه
نشانِ هستی
- روی گچ مرده -
برای هر بار
که گذشتیم از تمام سیم های خاردار
و رسیدیم به هم
با هم خوابیدیم
و سبز شدیم
در بهشت نوازش های یکدیگر
در هر گندم
دور تا دور زمین
تا دور دست
پشت دیوار گچی
سرشار از راه راه خط ها
و زنده
حالا سر سطر
- بین خط های گذشته -
ببین
باز ببین
خط تازه
با ناخنم می خراشم نقاب مرگ را
و در آغوش تو می افتم
از سر تا پا
آغشته به گچ ...
