قفل
کلید
جا
نمی افتاد.
شکاف روزنه گم بود
توی تاریکی.
نمی افتاد
کشیده شد گل گوگرد
روی سمباده
و شعله تیزی
گرفت در شاخه
خمید هیکل جزغاله ای به سمت زمین.
کلید گشتی زد
صدای ناله کشدار جنبشی آمد
و چرخ زد یک در
به روی پاشنه اش
در هجوم تاریکی ...