
باغ
می غلتم
زیر ملافه
به تو می چسبم
در بغلت .
تن به تن
با تو
جُفت ؛
آرام
آرام
شانه های لختم را
می گذارم در حلقۀ بازوهایت .
گرمای تنت می گریزاند
سرماهای تنهایی را .
باغ رویاهایم
می شکفند ؛
می شکفد
باغ شادابِ گل
با تمام وجود ،
این چنین ، در پناه آغوش تو ،
هر شب
تا
صبح ...
