
یک طبیعت
بی آغاز است .
از همین رو ،
بی پایان .
و در اعماق وجود ،
از همین رو ،
همه جا .
انگار خورشید صبح در شبنم
بی واسطۀ آیین ها ،
انگار الفبای زبانی که به دست خلقت
در نخستین بدن های عریان ما
ثبت شده ،
و برق زده در قطرات عرق
بر نخستین پیشانی ما
تا اکنون ،
که با شور عشق
با هم می آمیزیم ...