
یک سفیدۀ تخم مرغ
دور از توام
در یک ظرف
دور از منی
در یک ظرف .
می گردیم ، می پیچیم ، دور از هم
به همزن .
فریاد و فغانم از درد جدایی
در فضا می پیچد :
تو را می خوانم ، در هر گردش ؛
آنچنان می خوانم آنچنان می خواهم
که خواهش من
موج سیالت را
می رساند به قلب ظرفم
در من می ریزی ...
بیش از پیش
بی پرده
با همۀ شیر و شهدت
آمیزش محض :
این شیرینی ...