افسانه
آتش کبود و کور زبان زبان زبان در کام خود سوزاند کاج بزرگ را سرو بلند را تثلیث شبدر را .
از دشت خاکستر دودی هوا گرفت در موج ابر و باد مرغی صدا زد - کو ؟ققنوس آمد از شهر افسانه ...