
در خاکم
تن من خالی نیست
با جنینی که پنهان شده زیر پوستم
- در بطنم .
راه رگ های من
بن بست نیست ،
با شورش رودی که از دهلیز قلب من
می ریزد
در نطفه ی قلب دریا ؛
می ریزد ،
بر می گردد ،
سمت قلبم ،
با آهنگ ماهی ها
با آهنگ گیاهان شگفت انگیز روینده
در ژرفا ...
تن من خالی نیست
- آشیان خالی ،
پر کشیده از آغوش او ، جفت همراه
پر کشیده از آغوش او ، جوجه های فردا . –
انبوه پرستوهای آواز خوان
در میان برگ های افرا
غوغا کرده اند :
می گردند ،
دانه بر می چینند ،
آشیان می سازند ،
می خوانند
می خوانند ؛
در میان برگ های درخت افرا
که در طول دی
می لرزید
می لرزید از بی برگی .
تن من خالی نیست
با ریشه ی تو
که نهانش کردی
در خاکم ؛
با فوج پرستوهای آینده
با آهنگ ماهی ها
با آهنگ گیاهان شگفت انگیز بار آور
در ژرفا ...