
نرمش
می دانی !
اینجا در واقع همه چیز فرق کرده
و من ؟
من هم ، دیگر ،
با میخ نمی کوبم بر مغز خودم
و جمجمه کم حجمم را نمی آویزم
از یک دیوار
با صدور یک نام ، یا یک انگ ، یا یک حکم
قاطعانه ، سرسخت ، مقدس و طبعأ بی رحمانه
با فریاد
برای شکل دادن به هزاران هزاران میلیون میلیون
آبشار بزرگِ بزرگِ خلقت .
حالا می آیی تا ببوسیم همدیگر را
با لب های نرم مان
در باران آبشار حمام
عریان
و عریان ...