
سه گاه
بر هستی من
فردا می تابد ،
مثل امروز
از پنجرۀ چشمان تو ...
*****
نام گل سرخ
بر زبانم می آید
و گل سرخ
نزدیک تر از هرچه به من ، در عالم ،
در من
می آید .
خار ها را می چینم ...
*****
آشکار می شویم
بر همدیگر
ملموس برای هم دیگر
و سپس
آمیخته
در هم دیگر ؛
درخشان در مِه ،
دو به دو
قطره های باران
روی شیشه ...