
شیرینی
چطور است ؟
زیبا نیست ؟
درختِ آبنوس
در میان ستون های سفید مرمر ؟
دلنشین نیست ،
طعم قهوۀ داغ
در صدف فنجان ات
در هوای سردِ صبح
با هزاران همراه
بیرون زده از حجره های تنهائی ؟
شیرین نیست ،
با هم بودن ؟
کاش می دانستی
که چه قدر
دل من لک زده است
برای یک گاز از شیرینی
با قهوۀ داغ ؛
سرخوش با تو
با مردم
وسط میدان شهر ...