
چیستم من ؟
دکمه ای هستم من
روی پیراهن تو ،
و صدای قلبت
در گوشم ،
رشتۀ باریکِ نخی است
که مرا می دوزد
به تمام تار و پود تو .
پس هرگاه
که زمان می گسلد
رشتۀ پیوند مرا ،
تو
دوباره
با آن سوزن
و با آن نخ شیری رنگ ات ،
بگذر از روزنه ام
و بگذار که صدای تپش های بلند قلبت
بگذرد از مرز خاموشی ؛
و بدوزد
دوباره
مرا
به تمام تار و پودت ...