
آهنگِ تو
نرم
نرم
لب هایت را
بر لب های خستۀ من
می گذاری ،
و زبان شیرینت را
آرام
مدام
در دهانم می گردانی .
پُرز
به
پُرز
واژۀ بوسۀ تو
در کام من
می شکفد .
نفس ات را
به نای ام
می بخشی .
می نوشم ،
با همۀ نایژه هایم ،
هوای تو را .
- نامتناهی
سرریز شده
در تناهی –
می رقصند تار و پودم ،
تا ریزترین مویرگ های تن ام
در حلقۀ آغوش تو .
نوای سحرآمیزت
از نی زار
برخاسته است
اوج گرفته تا دوردست
در سکوتِ مه الود طلوع ...