رویا
گربه ام را
سالم
از میان آتش
بیرون آوردم
و در آغوش گرفتم ؛
میان اشک ها
و هلهله های شادی .
آن شب
خوابیدم
و خوابِ خوشی دیدم :
گربۀ تو بودم ...