هنر (2)
گاهی یک دست
بر سینه ست ،
دستِ دیگر
زیر چانه .
گاهی دو دست
بر سینه .
گاهی دست ها
روی زانو ،
انگشتانم ضرب می گیرند
با آهنگِ پنهانی
- که انگار فقط آنها می شنوند .
دست هایم
انگشتانم ،
بی قرار و سرگردانند
تا
زمان بودن در دستِ تو
روی این بوم ...