
هیچ
با تمام قدرت می گویند :
من ، هیچ ام .
می گویند
من جزئی هستم
از کل ناپیدا
کل حاکم .
و در این جمله
تسمۀ زنجیری از پیش چشم من می گذرد
و می گذرند بر روی آن
خدایان رعد
سنگ
طلا
نفت
سکه
و می گذرند
خدایان بزرگِ چیزها
و چیزها
ریز و درشت ،
می ریزند
در اعماق گور گذشته
پیش چشم من
من :
یک هیچ ،
بر فراز همه چیز ...