
خوابگرد
پلک هایم بسته ،
برمی خیزم
از بستر خواب
راه می افتم :
خوابگردی
به فرمان جهان درون .
می پیمایم
پاگرد پلکان را
پلکان را
کوچه های شب را
فاصله را ...
و سحرگاهان
در ژرف ترین لحظه های هستی
تو
مرا می یابی
با دو پلک شبنم وار :
گشوده به جهان درون
در میان بازوهایت ...