
گل های آبی
بوسه
گلی ست
باز شده
روبروی خورشید
و چشم ها ؛
با عطرش در زرورق نازک باد
رقصان
تا ساحل دورِ نزدیک ...
نابودی نیست با لحظۀ پیوند ما
با نوازش های لب هایم
روی پوستت
و سرانگشتانت :
رقصان میان موج های موهایم
رقصان در موج باد
بر ساحل دور و نزدیک
بر سینۀ این سیاره ...