
درخت عزیز
درخت ،
بی کفش
پابرهنه
نوکِ پایی
- در حقیقت –
روی انگشتان سفید و ظریفِ پایش ،
زیر زمینی
راه پیدا کرده ،
جنگل به جنگل
و بیابان به بیابان
بر دوش کشیده
برگ ها و سیب های شیرینش را
آورده
تا حیاط خانۀ من ،
همه را ریخته در دامن من ...
شب
آرام می گیرم
با نجوای برگ های سیب ام
دور از برهوت ...