به موازاتِ تنهایی
کِی به هم پیوستند ؟
همۀ آه های سوزان
از دهان هزاران چشمه
و هزاران جویبار
گمگشته
در میان شن زار ...
کِی ابر شدند ؟
آب های تنها ،
این گونه ، اثیری
سر بر دوش هم ،
تا
ببارند
باران باران
این گونه زلال
بر زمین سوخته ،
بر صورتِ ما ...