
خاموشی نیست
مثل فضا ،
که لایه به لایه
در او چیزی نیست
جز
خورشید و
خورشید و
خورشید ؛
دهلیز به دهلیز
هر چه می گردم
تنها تو را می بینم
در ذهن ام .
اما
اما فرق میان ذهن و جسم
فرق مشکوکی ست .
کَرت به کَرت
در جسم زمین ام ،
آب و
آوای آبِ توست :
شاد
درخشان
روان
موج به موج
پیوسته به هم
سینه ریز الماس
بی جدایی از سینۀ من :
هدیه به هستی من
بی فراموشی
بی خاموشی ...