سنگ عشق
قمقمۀ آب پنهانت را
بیرون آوردی
جاری کردی
روی بدن سنگی من
در بیابان عطش .
عطر خاکِ مرطوب ،
گلبرگ زرد ،
و برگ خورشید
در مشامم پیچید
با حواسم جفت شد
و جفت شدی
با همۀ رویاهایم :
با من
ماندی ...