
حافظه عمومی
شیرینی شیر
حفظ شده
در حافظۀ پُرز های زبان .
دریایی در هر پُرز
موج های شیرین
پُشت قفل دندان ها
خواهش نوشیدن .
خواهش نوشاندن .
- حافظۀ مهربان جنین .
مهربان
مهربان
بر می گردیم
با هم بر می گردیم
به عطوفت های بطن هستی .
مهربان ،
بیشتر از دوقلوهای مثل هم
و عروسک های با نمک چسبیده به هم ؛
با هم بر می گردیم
تا تجسم بخشیدن
به خاطره فواره شیر
در ضمیر دور هشیارمان
- زخم دیده از جدایی های نزدیک نا هشیار.
مثل زمین
که دوباره امروز برگشته
و تجسم بخشیده
به خاطره یاس های اردیبهشت
در پنجره های امشب ؛
مثل باد
که دوباره ، امشب ، برگشته
خانه را پُر کرده
و تجسم بخشیده
به هوای یاس های شیرین
یاس های سفید
و سفید مثل شیر .
بر می گردیم
پیش هم :
بوسه های شیرین ما
زخم های جدایی ها را
روی بدن هایمان
می پوشانند :
- تنظیف جادویی .
بر می گردیم
و تجسم می بخشیم
به خاطره دوردست حیات
خاطره مهربان خلقت
- بی تبعید
بی جدایی –
در همآغوشی خود ،
در کنار چشمه جوشان شیر
و در اعماق اعماق ذهن هر قطره :
در زمین تن هایمان ...