
مقدس
زیباست
و مقدس
دستی که غریقی را
از آب می گیرد ؛
و دهانی که نفس هایش را
می دمد
در نای غریق .
زیبا هستند
و مقدس
پنجه هایی که می افروزند
مشعل را
در غروب بیابان :
راهِ پیدا شده ای
پیش پای گمگشته
دفن شده
در تنهایی .
زیباست
و مقدس
آغوش تو
که مرا می فشارد بر خویش
همچون کالبدی که به بر می گیرد
روح سرگردان را ...