جهان موازی
تو
کنار من هستی .
حرف هایم
گیج و گنگ
از هجوم شادی
در هم می پیچند
و هق هق
صدای مرا می شکنند .
دستم را می گیری
می فشاری در دستت
و رها از وحشت
اشک های مرا می بوسی .
تو
کنار من هستی
در جهانی در من ، در جهان بی مرز ،
- به موازات جهان دوری –
و راستین
به همان اندازه ...