امروز هم
چشم هایم را می بندم
در حیاط امن جمجمه ام
دستت را می گیرم
و در آغوشت می افتم
مرا
از آوار تلخ امروز
بیرون می آری
مثل همان وقت
که مرا بیرون آوردی
از زیر آوار بُت های مقدس ؛
و مرا بیرون آوردی
از میان خشت های خون آلود دیوار چین
دیوار مقدس ؛
و نجاتم دادی
از میان آوار نژاد مقدس
نجاتم دادی
از قعر گورهای زمین مقدس .
بیرون می آیم
از زیر آوار سنگسار "مقدس" ؛
زنده در آغوش تو
امروز هم
عشق من ...