جادوی تن تو
دیگر دیر شده
نمی توانم رها کنم دستت را
دستم چسبیده به دست تو
مثل آرنجی چسبیده به بازو .
جسم تو
جادو کرد
جسم مرا ؛
- مثل زردآلو که جادو کرده پوستش را -
بعد از همآغوشی ما
در هزاران هزاران سال پیش
از آغاز ...