سرخ و سبز
گیلاس ها سرخ اند
و برگ ها سبز و درخشان
در آفتاب ظهر خرداد .
آن شاخه ی کبود کجا رفت ؟
آن شاخه ی عریان
که می گفتی
تا لحظه ی دیگر
خواهد شکست از تندباد دی
خواهد شکست از ضربه ی رگبار
خواهد شکست از سردی برف
بر شانه های نازک لختش .
این شاخه ی خشکیده ی خالی
که می گفتی
حتی کلاغ ها با او نمی مانند .
گیلاس ها گهواره های هسته ی پنهان
در پرده های سبز براق
آوخته اند
از شاخه ی بلند .
آن شاخه کو ؟ آن شاخه ی تنها ؟
در آفتاب ظهر خرداد
گیلاس ها
سرخ اند ...