جریان
مردی که در غروب نشسته است
فریاد می زند:
" آیا شهادت یک برگ
منجر به رستگاری یک باغ می شود ؟ "
" جریان ادامه ی رود است
شب مطلع روز
و سنگ ریزه های مسافر
دیری ست تن به یک سفر تازه داده اند
بی هیچ تردید .. "
فریاد می زد
مردی که می رفت
در آن سپیده دم ...