داد

 

 

 

ماشه چکید باز .

موسیقی دریا

آشفته شد با ضربه ی شلیک .

پرواز مرغک ها

نیزار را جنباند .

سگ صید را آورد .

در ماسه های نرم لغزنده صدای چکمه پنهان شد .

مرغان ساحل

به سایه ی نیزار برگشتند .

 

در طول تاریکی

فریادهای تیز

خواب عناصر را به هم می ریخت .

 

پرلای تک مانده

          صدا می کرد جفتش را

                             از پشت مرداب ...