
آوار
افتاد
افتاد
و موج انفجار
لرزاند شهر را .
لب های گرم جفت
از هم جدا شدند .
افتاد شانه ای
بر سنگ های شسته ی ایوان .
گهواره ای شکست
خون مشت زد
بربالش سفید .
از حلق های باز
فریاد های فتح
پرتاب می شود
- بازارهای گرم .
افتاد
باز
افتاد
امواج انفجار
بازار شعله ور ...